ملا محمد مومن كرمانى

452

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

نموده ، لوامع كوكبهء جاه و جلال رايت‌افراز عرصهء ابهت و اجلال و ساحت‌افروز كشور شوكت و اقبال گرديده ، به عزم سوارى پاى در ركاب اشهب خوش‌خرام سعادت فرموده ، از منزل باغين ، عازم بلدهء فردوس قرين گرديده ، از غريو كرّه‌ناى رعدات ، و خروش كورگه و نقارهء بشارت‌افزا ، و غرش زنبورك صاعقه كردار - به يكبارگى تزلزل در اركان ارض‌وسما افتاده ، دورباش قدغن‌چيان و يساولان ، و صيحه اسبان زرين عنان ، و هياهوى سواران غضنفرنشان - به هيأتى سامعه افروز گرديد كه [ b 78 ] بهرام صلابت‌نشان در حصن حصين سپهر از بيم آن هنگامه متوارى ، و كوتوال اين قلعهء هفت قله « 1 » ، در قلعهء هفتمين حصارى گرديد : هياهوى شيران جوشن قبا * تكاپوى اسبان رزم آزما خروشيدن ناى روئينه دم * درخشيدن كوكبِ سر علم اساس تزلزل در امكان نهاد * فروغ تجلى به خورشيد داد به جولان ، سواران نيزه به كف * چو مژگان به پيش نظر بسته صف ز گرد سواران ، فلك قيرگون * ز جوش دليران زمين بىسكون ز جوشن وران سر به سر دشت و در * نمودى يكى قلزمِ موج‌ور به گرد اندرون نوك‌هاى سنان * چو انجم فروزنده بر آسمان ز هر سو دليرى به جولان‌گرى * چو بهرام بر چرخ نيلوفرى ز الوان قبايان نسرين عذار * شد آن دشت سر تا به سر لاله‌زار شد از طرّهء مغفر سروران * پر از بال طاووس روى جهان به پيش سپه خان والامكان * به دورش سپه چون مه و اختران هنوز هم عيد با شجاع الدين بندگان جلالت نشان ، خان رفيع الشان ، با كوكبه جلالت و عزت - چون مهر جهان‌افروز كه به دار الشرف نزول نمايد - بعد از اندك زمانى طى

--> ( 1 ) - شايد هم برين قلهء هفت قلعه ؟ به سياق تركيب بعدى . و خاتون هفت قلعه لقب ستاره ناهيد است .